Tuesday, November 08, 2005

شیرین

سلام
شیرین
همسایه روبروی ما یه زن وشوهر بودند که 2 تا بچهداشتند . یه دختر مامانییه4 ساله و یه پسر ی10 ساله . خود زن همسایه هم حدود 35سالشه و اسمش شیرینه . من از همون اولی که دیدمش عاشق اون بدن نازش شده بودم .بدن خیلی سکسی داشت . سینه هاش و کونش کاملا بیرون زده بودند و میخواستندلباساشو جر بدن. شوهرشم که دائم درسفربود و هر 2 یا 3 روز می یومد خونه بهخاطره همین شیرین هر کاری داشت یا اگه چیزی از بیرون میخواست من براش می خریدمچون با مامانم خیلی دوست بود وبا بقیه همسایه ها رفت وآمد نمی کرد. بعد از چندمدتی خیلی با خانواده ما صمیمی شده بود و بیشتر وقتا خونه ما بود . یه روز صبحتلفن زنگ زدشیرین بود و به مامانم گفت که شیر حموم خراب شده اگه ممکنه حمیدبیاد یه نگاهی بهش بکنه . منم سریع رفتم . وقتی درو باز کرد خشکم زد !!!اولین باری بود که شیرینو بدون چادرمیدیدم . خیلی موهای قشنگی داشت . موهاش لختو مشکی زاغ بود و تا زیر کونش می رسید . خیلی حشری شده بودم ولی می ترسیدم کاریبکنم . یه روز عصر دیدم شیرین اومد خونمون و به مامانم یه سبد لباس داد و گفتچون لباسشویی شون خرابه اگه ممکنه با ماشین لباسشویی ما اونا رو بشوریم .مامانم هم لباسا رو ازش گرفت و گفت می ریزه تو ماشین و وقتی خشک شد میدم حمیدبیاره . بعد از 2, 3 ساعت مامانم اومد و لباسا رو داد بهم و گفت ببرم خونهشیرین خانم . منم داشتم آماده می شدم که یهو یه چیزی توجه مو جلب کرد . تولباسا یه ست شرت و کرست بود که چون خیلی بزرگ بودند معلوم بود ماله خود شیرینه. زود ورش داشتم و لمس کردم کیر سیخ شده بود و هی بوش می کردم و لیس شون میزدم. وقتی فکرشو می کردم که این با چه چیزهایی تماس داشته دیونه می شدم . خیلیازشون خوشم اومده بود تصمیم گرفتم پیشه خودم نگه هشون دارم . شبها همیشه قبل ازخواب اونارو می پوشیدم و حسابی حال می کردم . حتی روزها هم تنم بود . فکرمیکردم خیلی بهش نزدیک شدم .یه روز تولد من بود و ما یه جشن کوچیک تو خونمون گرفتیم و شیرین جونم هم اومدهبود . من با یه دوربین فیلم برداری , فیلم می گرفتم . اما همش دنبال شیرین بودمو همش از اون فیلم می گرفتم و رو بدنش زوم وی کردم و اونم حالیش نبود . از 2ساعت فیلمی که گرفته بودم حدود 30 دقیقه اش فقط از شیرین گرفته بودم!!!!چند روز بعد وقتی فیلمو نگاه می کردم وقتی اون صحنه هایی که از شیرین گرفتهبودم نا خوداگاه کیرم شق کرد و زود شورت و کرستشو آوردم و شروع به جلق زدن کردم. یه لحظه یه فکری به ذهنم رسید شوهر شیرین یه آدم غیرتی بود و شیرین هم خیلیازش می ترسید و اگه این فیلما رو ببینه چی میشه ؟؟؟؟؟؟...می تونستم به راحتی شیرینو وادارش کنم که بیاد تو راه ولی خیلی می ترسیدمو 2 دلبودم . ولی فکر نمی کردم با این اوضاع بتونه نه بگه .یه روز صبح مامان و بابام رفته بودن شهرستان و تا شب نمی اومدن . دیدم بهترینفرصته چون شوهر شیرینم نبود و می تونم نقشه مو عملی کنم . اول پشیمون شدم ولیوقتی چشم باز به اون شرت و کرست افتاد دیگه گفتم هر چه بادا باد.تلفونو ورداشتم زنگ زدم خونه شیرین . بعد از سلام و احوال پرسی بهش گفتم که مامانم اینارفتن شهرستان و می خوام غذا درست کنم ولی بلد نیستم و اگه ممکنه برام یه خوردهغذا درست کن . اونم گفت که خوب بیام اونجا نهار ولی گفتم که مهمون دارم . اونمگفت باشه حمید جان تو خیلی بیشتر از اینا به گردن من حق داری تا 5 دقیقه دیگهمیام . تا اینجاش که خوب پیش رفته بودوقتی اومد چادر شو در آورد و رفت تو آشپزخونه مشغول غذا درست کردن شد . من همدست به کار شدم و فیلم تولدو گذاشتم تو ویدئو و شرت و کرست شو هم زیر پیرهنمقایم کردم . روی مبل نشستم و شیرینو صدا کردم .گفت دستش بنده و نمی تونه بیاد .گفتم گازو خاموش کن بیا کار واجبت دارم .اونم اومد و جلوم سرپا وایساد و گفت : چیه ؟؟؟؟ زود باش بگو کار دارم .گفتم بشین می خوام یه چیزه جالب نشونت بدم .گفت چیه؟؟؟گفتم بشین طولانی یه .نشست روی مبل و من هم ویدئو رو روشن کردم ومشغول دیدین فیلم شدیم . وقتی بهاونجاهایی رسید که از شیرین گرفته بودم یه ذره خجالت کشیدم آخه خیلی ضایع بود .دوربینو کاملا زوم کرده بودم رو چاک سینه اش وکونش . یه خورده ناراحت شد ولی بهروی خودش نیاورد و پاشد رفت تو آشپزخونه .دوباره صداش کردم ولی گفت باشه بعد می بینه .رفتم تو آشپزخونه . حالا وقت اجرای مرحله آخر نقشه بود .گفتم شیرین جانگفت باز چیه؟گفتم اگه ساسان ( شوهرت ) این فیلمارو ببینه چی کار میکنه؟؟گفت : هیچی می کشم منم حواسم نبوده و گرنه نمی گذاشتم اینارو از من بگیری الانمباید پاکشون کنی.گفتم اگه پاک نکنم چی؟ گفت : منظورت چیه؟گفتم : ببین شیرین جان من خیلی وقته که یه چیزی می خوام بهت بگم ولی میترسدم .به خاطره همین تصمیم گرفتم این نقشه رو بریزم . گفت درست حرف بزن ببینم چی میگی؟؟؟کدوم نقشه؟؟؟گفتم: ببین من عاشق توام و می خوام با من سکس داشته باشی!!دیدم رفت تا چادرشو بر داره تا بره .زود جلو در وایسادم و شرت و کرست شو در آوردم و بهش نشون دادم . یه لحظه خشکشزد .گفتم : نظرت در مورد این چیه ؟؟؟ اگه یه نفر اینارو با این عکسا به ساسان بدهچی میشه؟؟؟شروع کرد به گریه کردن . منم سریع چادرشو در آوردمو نشوندمش رو مبل و بغلشنشستم .گفتم : تو رو خدا گریه نکن . من مجبور شدم این کارو بکنم حالا هم ناراحت نباشمیتونی فیلمو با لباساتو ور داری بری منم ازت عذر خواهی می کنم . دیگه گریه نمیکرد و گوش می کرد .بهم گفت : تو چرا اگه از من خوشت اومده چرا صادقانه به خودم نگفتی ؟؟گفتم: آخه ترسیدم ساسان بفهمه .دیدم اومد کنارم نشست و خودشو چسبوند بهم . منم معطل نکردم و دستمو کردم توموهای بلندش که خیلی نرم بودن . اونم خیلی خوشش میومد و هی خودشو بهم می مالید. لبامو گذاشتم رو لباش و ازش یک لب جانانه گرفتم . همچین لبامو می خورد انگاراونم منتظر همچین روزی بوده.لبامو می خورد و هی گاز می گرفت .یه چند دقیقه ایفقط از هم لب می گرفتیم . لباش خیلی داغ و شیرین بودند. هر چی می خوردم سیر نمیشدم . بلند شدم و بغلش کردم بردمش تو اتاقم و روی تخت درازش کردم . دوباره سرموکشید به طرف خودش و ازم لب می گرفت . به زور ازش جدا شدم و شروع کردم به لیسیدنگردن و لاله گوشش . داشت دیونه می شد . بهش گفتم لباساتو در بیار .سریع بلوز ودامنشو در آورد . زیرش فقط یه شرت و کرست مشکی داشت . گفتم قبل از اینکه شروعکنم یه خواهش دارم . گفت : بگو عزیزم . گفتم می خوام این شرت و کرستی که پیشمنه رو بپوشی تا ببینمت . تعجب کرد گفت اگه بدونی چقدر دنبال اینا گشتم ؟؟!!!گفتمدوست دارم شرتی رو که چندین بار باهاش جلق زدم و آبمو روش خالی کردمو تو بدنتببینم . اینو که گفتم خبلی حشری شد و خیلی هم خوشش اومد سریع شرتش شو در آورد وشرت سفید رو گرفت و اولش یه خورده لیسیدش گفت : حیف نبوده آبتو ریختی رو اینمگه کس شیرین نبوده . دیدم داره حرفای سکسی می زنه . خیلی حاش بد شده بود .خیلی حشری شده بود!!!وقتی اون لباسا رو تو بدنش دیدم خیلی قشنگ شده بود باورمنمی شد که به آرزوی همیشگیم رسیدم .هنوز تو کف بدنش بودم که پرید و درازم کردروی تخت و لباسامو در آورد و کیرمو از داخل شرتم کشید بیرون و مشغول ساک زدن شد. خیلی ناز ساک می زد لباشو همچین دور کیرم حلقه می کرد و مک می زد که انگار تاحالا کیر ندیده بود . کیرمن حدود 23 سانتی هست ولی با وجود این همشو تا ته میکرد داخل دهنش جوری که ته گلوشواحساس می کردم . تخمامو لیس می زد و می کرد تودهنش . بهش گفتم موهاتو بریز روی کیرم میخوام با کیرم احساسشون کنم اونم همینکارو کرد و موهاشو ریخت روی کیرم و همزمان ساک هم می زد . نمیدونید چه حالیمیداد . موهاش جوری کیرمو نوازش می داد که اصلا قابل وصف نیست . از یه طرف اونلبای نازش کیرمو نوازش می کرد از طرف دیگه موهاش . دیگه داشت طاقتم تموم می شد. نمی تونستم جلو خودمو بگیرم بهش گفتم بسه داره آبم میاد . گفت بزار بیاد .داشتم داد میزدم فهمید که آبم داره میاد سریع کیرمو گذاشت وسط سینه های بزرگشطوری که تمام کیرم تو سینه هاش گم شده بود و تمام آبمو همون جا خالی کردم .شیرین هنوز داشت کیرمو به سینه هاش می مالید . من چند لحظه بی هوش شدم ولی هنوزکیرم سیخ بود . بلند شدم و و گفتم حالا نوبت منه . فهمید منظورم چیه . روی تختدراز کشید و من هم شروع به لیسیدن بدنش کردم حتی سینه هاشو که از آب کیرم خیسبود هم لیسیدم خیلی خوشمزه شده بود( سینه با آب کیر چی میشه) دوست نداشتم ولشونکنم اونم فقط داشت لذت می برد و ناله می کرد . داد میزد که کیر می خوام , کسموجر بده , و... فهمیدم داره ارضا میشه . رفتم رو کسش و شروع به لیسیدن چوچولشکردم . کسش خیس خیس بود و آب از داخلش می ریخت بیرون من هم همشو می خوردم . یهدفعه یه جیغ بلند کشید و شل شد .ارگاسم شد ولی من ولش نکردمو و کسشو می لیسیدم. زبونمو می کردم داخل کسشو با انگشت اشارم تو کونش می کردم .بعد از چند دقیقهبه هوش اومد و بلند شد. هنوز شهوت تو چشاش بود این باردستمو گرفت وکشیدم رویخودش طوری که کیرم درست روی کسش بود و سینه هام هم روی سینه هاش . صدای قلبشواحساس می کردم . یه لب ازم گرفت و گفت :حمیدجان گفتم :چیه خوشکلم ؟ گفت میخوامیه قول بهم بدی. گفتم : صد تا قول میدم بگو عزیزم . گفت: قول بده همیشه مال منباشی می خوام شوهر دومم باشی . منم با کمال میل قبول کردم و گفتم باشه عزیزم .حمیدمال تو.اینو که گفتم یه لب دیگه ازم گرفت و با دستش کیرمو داخل کسش کرد . خیلی داغ بودو لیز. کیرم تا ته رفت تو کسش. دستاشو دور کمرم حلقه کرد و منو محکم گرفته بودو پاهاشو هم دور پاهام پیچیده بود . من فقط می تونستم کمرم رو بالا و پایئن کنم.معلوم بود که از این پوزیشن خیلی خوشش میاد . چند دقیقه ای تو همین حالت بودیمکه دیدم داره آبم میاد . بهش گفتم ولی اصلا حالیش نبود و بیشتر فشارم میداد .نمی تونستم کیرمو بیرون بکشم . مجبور شدم آبمو همون تو خالی کنم .خیلی لذت بخشبود . کسش پر آب شده بود حس کردم کیرم گرم شد و محکم منو فشار داد . آبه اونماومد دیگه جفتمون نا نداشتیم . حتی کیرمو هم از کسش بیرون نیاوردم . همین جوریتو بغل هم خوابیدیم . 2 ساعت بعد با نوازش موهای شیرین روی شکمم از خواب بیدارشدم . سفره رو پهن کرده بود و جوجه کباب درست کرده بود . نشستیم با هم غذاخوردیم مثل زن و شوهرا و بعد از غذا چند دقیقه ای تو بغل هم بودیمو و از هم لبمیگرفتیم . بعد شیرین پاشد رفت خونهشون چون بچه هاش از مدرسه می اومدن . از اونروز به بعد هر وقت فرصت بشه میرم خونه شیرین عزیزمدر آخر داستانم یه چیزی به دوستای عزیزم بگم که اگه کسی رو دوست دارن و می خوانباهاش سکس داشته باشن , اگه احتمال میدن که طرف هم بدش نمیاد و سر وگوشش میخاره معطلش نکنن و مطمئن باشن موفق میشن فقط باید از راهش جلو برن و با یهبرنامه ریزی دقیق
pesar_bahal_bavafa@yahoo.com نظر یادتون نره

6 Comments:

At 9:22 AM, Anonymous Anonymous said...

سلام من پزشک هستم 32 ساله از مشهد اگه خانمی دوست داره به شیوه کاملا علمی و توپ یه سکس با من داشته باشه که حسابی حالشو ببره در خدمتم drahmadavaz@yahoo.com

 
At 1:57 PM, Anonymous Anonymous said...

salam man ashkan hastam 25 sale vakil va shadidan sexy agar dokhtar va ya khanomi hast ke mikhad ba man bashe dar khedmatam.inam emailam : ashkan_barbod@yahoo.com

 
At 3:40 AM, Blogger ALI said...

ay kesafathaye monharef khili kasif hastin rahe shoma dar akhar joz sadism nist vaghan moteasefam

 
At 4:41 PM, Anonymous jack_pesar said...

salam man aram az kurdistan iraq dokhtar farari hast barae dosti hata barae avordan chon man asheqe zan iranm man qadam 187 ast va 83 kilo hastam 4shane hastam marde khosh qeyafe hastam va har ja delesh bekhad man bahash hastam va hazer hastam be iran ham bemanam vali khosh qeyafe va ba mehraban rastego bashad tel 07504525000 yahoo jack_pesar man montazere zange shoma hastam

 
At 5:13 AM, Anonymous Anonymous said...

سراپا ضر مفته
گوه خوردی که به همین راحتی زن یارو رو گاییدی
انگار کشک سابیدنه

 
At 7:50 PM, Anonymous Anonymous said...

Koskesh

 

Post a Comment

<< Home