Wednesday, November 09, 2005

کس دادن ملیحه

سلام
كس دادن مليحه
حتما ماجرايي رو كه قبلا براتون تعريف كردمو يادتون هست و اما ادامه داستان.بعد از اون ماجرادرست يادم نيست كه چند وقت شد نرفتم خونشون فكر كنم حدودا يكي دوماهي شد يعني راستش يه جورايي ته دلم ترس داشتم و مدام پيش خودم فكر ميكردم كه حتما مليحه به كسي چيزي گفته و يه احساس بدي داشتم و براي همين سعي ميكردم كه كمتر تو مسير مليحه يا خواهرم و شوهرش قرار بگيرم.تا اينكه يكي از بستگان نزديكمون تو بيمارستان بستري شده بود منم يه روز با موتور رفتم ملاقات اين بنده خداكه از قضا ديدم كه خواهرم و بچه هاش هم اونجا هستن من همش سعي ميكردم ازشون فاصله بگيرم به همون دليل كه گفتم تا اينكه موقع رفتن رسيد و چون چند نفر از فاميلها كه براي ملاقات اومده بودن و وسيله نداشتن قرار شد با ماشين دامادمون بيان و عوضش مليحه با من بياد كه با موتور تنها رفته بودم.خوب منو مليحه هم راه افتاديم اينم بگم كه ما شام خونه خواهرم دعوت داشتيم و منم بايد ميرفتم تو مسيره برگشتمون به طرف خونه مليحه به من گفت دايي ديگه سراغي از ما نميگيري من چيزي نگفتم و فقط خنديدم گفت نكنه از ماجراي اون روز ناراحتي؟گفتم راستشو بخواي آره. گفت بيخيال بابا من كه كلي هم حال كردم .تو راه برگشت به خونه يه خيابون بود كه خيلي خلوت بود مليحه هم از موتورسواري خيلي خوشش مياد واسه همين يه من گفت دايي ميشه به من موتورسواري ياد بدي منم گفتم چرا كه نه مگه از اينجا بهتر هم پيدا ميشه؟خلاصه جاهامون رو عوض كزديم و يه خرده طول كشيد تا مليحه ياد بگيره كه چطور راه بيوفته..منم كه پشت سر مليحه نشسته بودم باز يه فكرايي به سرم زده بود واسه همين با هر ترمزي كه ميزد خودم رو بيشتر ميچسبوندم بهش اونم به روم نمي آورد ديگه داشتيم به جاهاي شلوغ ميرسيديم كه گفتم بهتره جاهامون رو عوض كنيم بعد بهش گفتم يه سر بريم خونه ما من يه چيزي بردارم سر راه بدم به يكي از دوستام.گفت باشه.خلاصه تا برسيم به خونه يه خرده از اون شبي كه با هم بوديم گفت وقتي رسيديم به خونه من موتور رو گذاشتم توي حياط و بهش گفتم بيا بالا رفتيم تو آتاق منم رفتم سي دي رو كه ميخواستم بدم به دوستمو برداشتم ميخواستم بيام بيرون كه گفتم بذار يه شربت درست كنم بخوريم واسه همين سي دي رو دادم به مليحه اونم گفت حالا اين سي دي چي هستش گفتم يه شوي جديده اگه ميخواي بذار نگاه كن گفت دير ميشه گفتم نترس.اونم سي دي رو گذاشت توي ضبط كه ديدم گفت حال ميده شو همشه اينجوري باشه وقتي برگشتم ديدم داره نگاه ميكنه تا منو ديد خنديد گفت همين شوي جديدت هست؟ گفتم آره ديگه (حالا سي دي سوپر بود) شربتا رو گذاشتم روي ميز و خودم نشستم كتار مليحه و چسبيدم بهش و دستمو گذاشتم رو پستوناش كه گفت دايي امروز هم آره ؟گفتم مگه اشكالي داره؟خنديد و گفت نه آب كه از سر گذشت چه يك وجب چه صد وجب.منم بهش گفتم آفرين دختر خوب.دكمه هاي مانتوش رو باز كردم و مانتوشو در آوردم زير مانتو يه تاپ تنش بود با يه شلوار لي تنگ شلوارش رو كه در آوردم ديدم زيرش شورت نپوشيده يه كس تازه تراشيده سفيد جلوم بود افتادم به جون كسش حالا نخور كي بخور ديگه داشت جيغ ميزد از يس كه بهش حال ميداد تاپش رو در آوردم يه كرست مشكي بسته بود كه اونم با ز كردم حالا ديگه لخت لخت بود به من گفت تو هم لخت شو ديگه تو يه چشم بهم زدن لخت شدم و رفتم تو بغلش كيرم درست روي كسش بود و ماليده ميشد به كوسش گفتم ميذاري بكننمت ؟گفت از جلو نه گفتم نترس بابا از عقب گفت آخه دردم مياد گفتم بذار تف بزنم تا ليز بشه.يه ذره تف زدم به كيرم و گذاشتم در كونش اما مگه تو ميرفت هر كاري كردم تو نرفت كه نرفت بهش گفتم اون دفعه كه بار اولت بود راحتتر رفت تو بعد بهش گفتم بذار سر كيرمو بكنم تو كست تا با آب كست يه خرده ليز بشه بعد بكنم تو كونت گفت فقط مواظب باش تا ته نكني كه بدبخت ميشم گفتم نترس بابا حواسم هست واسه همين كيرمو گذاشتم دم كوسش با يه ذره فشار كيرم رفت تو كسش اما تا نصفه بيشتر نكردم نميدونيد چه حالي داد بعد همينوطور داشتم آروم كيرمو تو كوسش عقب جلو ميكردم كه يه دفعه ديدم چندتا تكون محكم خورد و چسبيد به من و كيرم تا ته رفت تو كوسش منم يه لحظه ماتم برد كه اين چه كاري بود كه مليحه انجام داد ولي اون اينقدر تو حال خودش بود كه اصلا حاليش نبود منم با خودم گفتم حالا كه تا ته رفته بذار حالمو بكنم و به كارم ادامه دارم ديگه راحت كيرمو تا ته ميكردم تو كوسش و بيرون مي كشيدم اما از چيزي كه تعجب كرده بودم اين بود كه چرا از كوسش خون نمياد فكر كردم شايد قبلا كسي پردشو پاره كرده اما بهتر ديدم كه تو اون لحظه چيزي بهش نگم.بعد از چند دقيقه كه كردمش ديگه داشت ابم ميومد ولي كيرمو در نياوردم و به تلمبه زدن ادامه دادم تا اينكه آبم اومد و تمام آبمو ريختم تو كوسش آصلا ديوونه شده بودم نميدونستم دارم چكار ميكنم بعد كه به خودم اومدم ديدم مليحه آروم داره گريه ميكنه بهش گفتم چيه ؟ چرا گريه ميكني؟گفت كيرتو تا دسته كردي تو تازه ميگي چرا گريه ميكنم ؟بهش گفتم اتفاقا خودمم ميخواستم همين رو ازت بپرسم كه چرا از كوست خون نيومد ؟مگه قبلا با كسي از جلو سكس داشتي؟گفت نه بابا تو اولين نفري كه هم از عقب و هم از جلو منو كردي.گفتم پس چرا از كوست خون نيومد؟گفت من چميدونم شايد كير تو خيلي كوچيكه؟ منم با تعجب بهش گفتم شايد.گفت اصلا اون هيچي چرا آبت رو ريختي تو؟اگه من حامله بشم چي؟ اونوقت چكار كنيم؟گفتم ميتوني بگي كي پريود بودي ؟ گفت 3 روز پيش تموم شده .بهش گفتم پس غصه نخور بعد از پريود معمولا 1هفته تا 10 روز طول ميكشه تا دختر براي حاملگي اماده بشه اما براي اينكه خيالت راحت بشه بريم سرراه از داروخانه يه قرص ضد حاملگي بگيرم بخور.وقتي ميخواستيم بريم گفت ميترسم پردم پاره شده باشه بهش گفتم واسه اينكه خيالت راحت بشه يه دكتر آشنا پيدا ميكنم كه معاينه ات كنه ببينه مشكلي پيدا كردي يا نه.گفت قول ميدي؟ گفتم مرد و مردونه حالا اخماتو وا كن. ديدم نيشش باز شد و گفت بريم ولي عجب حالي داد. گفتم آره فكر نكنم هيچي تو دنيا به اندازه سكس با فاميل نزديك به آدم حال بده مخصوصا اگه طرفت يه كوس تر و تازه باشه. ديدم زد زير خنده و از پله ها رفت پايين
pesar_bahal_bavafa@yahoo.com جون خودت نظر

23 Comments:

At 3:07 AM, Anonymous arezoo said...

salam...avval be un kos keshe jende salam beresoon badesh mishe un jarane avvale kos bazitam benevisi"?jaryane dafeye avvalo...

 
At 3:09 AM, Anonymous arezoo said...

merci yadet nareha benevis dobare miyam...


felan bye(yadet nare be un kose taro taze salam beresooni)

 
At 3:10 AM, Anonymous arezoo(setare) said...

rasti esme aslie manam setaras...

 
At 1:28 AM, Anonymous Anonymous said...

09370251961

 
At 1:28 AM, Anonymous Anonymous said...

09370251961

 
At 1:28 AM, Anonymous Anonymous said...

09370251961

 
At 10:08 AM, Anonymous Anonymous said...

می گویند: روزی عده ای از شیعیان به دیدار امام رضا(ع) آمدند و به خادم امام گفتند: می خواهیم آقا را ببینیم آقا اجازه نداد. بعد از چندین مرتبه، امام اجازه ورود را دادند. همه آمدند به امام گفتند: ما همه شیعه شماییم، چرا اجازه نمی دادید. امام(ع) فرمود: شما محب ما هستید نه شیعه ما؛ شیعه آن کسی است که به فرمان ها و دستورهای ما گوش دهد و عمل کند. قال الامام علیه السلام: ان شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا و یطیعونا فی جمیع اوامرنا و نواهینا فاولئک شیعتنا فاما من خالفنا فی کثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا؛ شیعه ما کسانی هستند که آثار و گامهای ما پیروی می کنند و در همه اوامر و نواهی از ما اطاعت می کنند. اینان شیعیان ما هستند و اما کسانی که در بسیاری از واجبات الهی با آن مخالفت می ورزند، ایشان از شیعیان ما نیستند. (بحارالانوار، ج 65، ص162)
در حقیقت امام(ع) می فرماید که هرکس که محبت اهل بیت(ع) را در دل دارد شیعه نیست؛ بلکه شیعه شرایط خاصی دارد که اطاعت محض و کامل از ما و فرمان های الهی یکی از آن هاست....لعنت خدا بر آنهایی که با راه اندازی سایت های غیر اخلاقی جوانان شیعه را منحرف می کنند....

 
At 10:09 AM, Anonymous Anonymous said...

..............)
در حقیقت امام(ع) می فرماید که هرکس که محبت اهل بیت(ع) را در دل دارد شیعه نیست؛ بلکه شیعه شرایط خاصی دارد که اطاعت محض و کامل از ما و فرمان های الهی یکی از آن هاست....لعنت خدا بر آنهایی که با راه اندازی سایت های غیر اخلاقی جوانان شیعه را منحرف می کنند....

 
At 10:09 AM, Anonymous Anonymous said...

می گویند: روزی عده ای از شیعیان به دیدار امام رضا(ع) آمدند و به خادم امام گفتند: می خواهیم آقا را ببینیم آقا اجازه نداد. بعد از چندین مرتبه، امام اجازه ورود را دادند. همه آمدند به امام گفتند: ما همه شیعه شماییم، چرا اجازه نمی دادید. امام(ع) فرمود: شما محب ما هستید نه شیعه ما؛ شیعه آن کسی است که به فرمان ها و دستورهای ما گوش دهد و عمل کند. قال الامام علیه السلام: ان شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا و یطیعونا فی جمیع اوامرنا و نواهینا فاولئک شیعتنا فاما من خالفنا فی کثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا؛ شیعه ما کسانی هستند که آثار و گامهای ما پیروی می کنند و در همه اوامر و نواهی از ما اطاعت می کنند. اینان شیعیان ما هستند و اما کسانی که در بسیاری از واجبات الهی با آن مخالفت می ورزند، ایشان از شیعیان ما نیستند. (بحارالانوار، ج 65، ص162)
در حقیقت امام(ع) می فرماید که هرکس که محبت اهل بیت(ع) را در دل دارد شیعه نیست؛ بلکه شیعه شرایط خاصی دارد که اطاعت محض و کامل از ما و فرمان های الهی یکی از آن هاست....لعنت خدا بر آنهایی که با راه اندازی سایت های غیر اخلاقی جوانان شیعه را منحرف می کنند....

 
At 5:15 PM, Anonymous Anonymous said...

khili bahal bod. akhe esme khodam am maliha ast. tarsidam fekr kardam dastane mano neveshtan. akhe ham kon dadam va avalin bar bod ke miomadam to saitet. id man ; asali.fasg@yahoo 2st dari add kon byeeeeeee

 
At 3:48 PM, Anonymous Anonymous said...

کیرعالم توسوراخ کون شیعه های کافرو ولدزنای صیغه ای کوس کش اومده حالشو کرده جق زده اخرشم باتمام پررویی اسم بزرگوار شخصی رو اورده که اصلا در شان ایشون نیست که اسمشو یاداوری کنم اخه مادر به خطا صیغه خودش زناست چرا خودتوگول میزنی نطفه حرام لعنت برشیعه که اسلام رو بدنام کرد

 
At 9:18 AM, Anonymous Anonymous said...

سلام من پزشک هستم 32 ساله از مشهد. اگه خانومی دوست داره به شیوه کاملا علمی و توپ یه سکس با من داشته باشه که حسابی حالشو ببره در خدمتم drahmadavaz@yahoo.com

 
At 6:05 AM, Anonymous Anonymous said...

این مسلمونای انقلابی همشون همینطورن

 
At 4:24 AM, Blogger hasanzadeh said...

پسر هسنم 15 ساله تهرانی اگه دختری می خواهد دوست پیدا کند یاهر از گاهی سکس کند به JADOGER98@GMAIL.COMایمیل بزند

 
At 1:55 PM, Anonymous ناشناس said...

خیلی بی شرفید که به نام اهل بیت توهین میکنید شیعه افتخار اسلامه وهرکی باعلی مشکل داره مادرش به خطاست اینا که تو همه کتابا اومده باحرف دوتا بچه کونی که دین عوض نمی کنن برید دنبال همون رییس کونده تون عوضیا

 
At 3:27 PM, Anonymous داش سیا said...

سلام.اگر1خانم بیوه تو شیراز دوست داره با یکی باشه بزنگه.35سالمه
09175389502
ksd1354@yahoo.com

 
At 12:24 AM, Anonymous pouya said...

man pouya 26 sale asheghe sexam ba dokhtara va zanaye shiraz chon khodam to shirazam ba hame seniyam hazeram enam shomaram09177135487

 
At 2:00 AM, Anonymous Anonymous said...

مردی هستم متاهل دنبال زن یا دختری جهت دوستی می گردم

 
At 2:07 AM, Anonymous Anonymous said...

مردی هستم متاهل دنبال زن یا دختری
جهت دوستی میگردم
ghafarimani@yahoo.com

 
At 2:07 AM, Anonymous Anonymous said...

مردی هستم متاهل دنبال زن یا دختری
جهت دوستی میگردم
ghafarimani@yahoo.com

 
At 1:57 AM, Anonymous Anonymous said...

چرا؟؟؟

 
At 10:09 AM, Anonymous Anonymous said...

تا کی باید مثل حیوان زندگی کرد؟
تا کی باید در بند اسارت بی بندوباری بود؟
زندگی ابدی اینگونه نمی شود
فارجعوا: برگردید
ان الله کان بکم رعوفا:الله نصبت به شما مهربان است.

 
At 10:59 PM, Blogger b said...

تا حالا بر کی سکس کردم حال کرده اگه بخواد یا نخوا داخل سکس با من توری میشه که بار دوم خودش اسرار میکنه باهرکی سکس کردم تا ارضا نکردم ولش نمیکنم خوزستان 09393956387 اگه مزه سکس بامن رفت زیر زبونت تا اخر عمرت فراموش نمیکنی

 

Post a Comment

<< Home